خط داستانی
جلا نا، زنی با شخصیت، در مهمانخانه ای دورافتاده مدیریت می کند. او با دو پسرش مارتین و یاکو زندگی می کند. مارتین پنج سال است با کاتا ازدواج کرده اما بچه ای به دنیا نیاورده است. یاکو با مادر خود در وضعیتی به ظاهر ناموسی می خوابد و به کاتا علاقه دارد. هر شب فریادهای او را می شنود و رفتارهای جنسی با شوهرش در نهایت به خشونت می انجامد. روزی یاکو تحملش را از دست می دهد و می رود. صبح فردا کاتا پیدا می میرد. دو شخصیت دیگر وارد می شوند: پیر مردی که در واقع پدر مارتین است و دوباره به آن مکان برمی گردد تا بمیرد و دختری که مارتین او را همسر جدید خود می کند.