خط داستانی
پاولاراس و پرتراکیس پولی را که پدر کایتیس دو سال پیش به آنها داده بود خرج کردهاند و همچنان با فانوس خود در سراسر آتن سفر میکنند. با این حال، پالاراس حالش خوب نیست و باید استراحت کند، همانطور که پزشکش توصیه کرده است. پرتراکیس از دوستانشان پول جمع میکند، اما این مقدار برای پوشش هزینههایشان کافی نیست. او در نهایت مجبور میشود فانوس را به صورت مخفیانه بفروشد بدون آن که پالاراس بداند.