خط داستانی
آنجلس، دانشجوی حقوق در آتن، منتظر لورنتیس، عموی ثروتمندش از روستا است و امیدوار است که با پول او، شانسش تغییر کند. اما عموی او بسیار بیمار است و پزشکان استراحت و آرامش را پیشنهاد میکنند. با این حال، یو یو، دوست دختر آنجلس، پیشنهاد دیگری میدهد تا عموی ثروتمند را به مرگ نزدیکتر کند. بنابراین، آنجلس با دو دوستش از روستا، دامیان و سارانتیس، شروع به مهمانی با لورنتیس میکند که حالش روز به روز بهتر میشود. در همین حین، آنجلس با میرتو آشنا میشود، به شدت عاشق او میشود و تصمیم میگیرد تحصیلاتش را تمام کرده و با او ازدواج کند.