خط داستانی
جورج تحصیلاتش را به پایان رساند و به یونان بازگشت و پدرش، آنتونی دلیستاو، او را به کارخانه منصوب کرد تا خودش زندگیاش را بگذراند. او فکر میکند که رنا را تسخیر کرده است، در حالی که رنا دوست جورج است. آنتونی وقتی متوجه میشود مجبور خواهد شد فرود بیاید، اما میخواهد به دوستش رنا، بیل، تسلی بدهد........