خط داستانی
قبل از مرگش، مادر آنو به دخترش وعده میدهد که به جونو ثروتمند از اوکونمکی داده شود. آنو عاشق نجار میکو است، که با شنیدن خبر نامزدی آنو و جونو، به هلسینکی میرود. با این حال، میکو آنو و زادگاهش را از دست میدهد و با ایدههای مدرن کار در کارخانه و کارایی به آنجا برمیگردد.