خط داستانی
واندا از کمپ کولیها فرار میکند و سعی میکند به عنوان یک رقاص زندگی کند. در یک صحنه رویایی، او با روپرت و کورت ملاقات میکند که هر دو به او عاشق میشوند. روپرت، که حسود است، توسط واندا شلیک میشود. او بیدار میشود و متوجه میشود که یارو، admirer او از کمپ کولیها، دوباره او را پیدا کرده است.