خط داستانی
ارنست شیلا، یک تاجر ثروتمند، آرزوی cherished دارد که کنت د گراچی، یکی از اعضای اشراف، را به عنوان داماد خود به دست آورد. این آرزو در حال تحقق است، زیرا کنت دعوت فوری برای مهمانی در خانه شیلا را پذیرفته است. ورود او با شادی توسط تاجر استقبال میشود که آزادی خانهاش را به او پیشنهاد میدهد. برتا، دختر شیلا، همانند پدرش از این موضوع خوشحال نیست. دلیل این موضوع این است که او قلب و دستش را به فرانز رمبولد، معشوقش، داده است. بنابراین توجهات کنت برای برتا بسیار ناراحتکننده است. با این حال، به دلیل اصرار پدرش، دختر بدبخت مجبور میشود خود را به کنت متعهد کند.