خط داستانی
سرباز خصوصی بومباراش که در جنگ جهانی اول گم شده بود، ناگهان به روستای زادگاهش بازمیگردد، جایی که هیچکس او را نمیشناسد، زیرا پول برای مراسم یادبود مدتها پیش برای مقاصد دیگر استفاده شده است. در کشوری که در حال حاضر درگیر جنگ داخلی است، قدرت در این روستای کوچک هر نیمساعت تغییر میکند: سرخ، سفید، آنارشیستها، گنگسترها، دوباره سرخ و سفید و دوباره برای آنها و به همین ترتیب تا بینهایت... در میان این هرج و مرج، بومباراش سعی میکند زندگی و خوشبختی شخصیاش را سامان دهد.