خط داستانی
داستان پریان پررا در قالب کلایمیشن با صداهای گروهی ارائه شده است. شخصیت آبی به خواستگاری میرود، در حالی که همه شش همسرش مردهاند. او به خانه یک بیوه با دو دختر میرسد. او به شدت مورد ترس است، اما با مهریهای سخاوتمندانه مخالفتها را برطرف میکند. یکی از خواهران (آن) او را رد میکند؛ دیگری قبول میکند. در قلعهاش، دختر در باغ گل از دقایق باارزش دور از شخصیت آبی لذت میبرد. ساسانیان اعلام جنگ میکنند؛ شخصیت آبی برای جنگ میرود و کلیدهای قلعه را به دست دختر میسپارد. او به او هشدار میدهد که به اتاق ممنوعه نرود. در حالی که جنگ در حال وقوع است، او ثروتهایی در قلعه کشف میکند و سپس به اتاق ممنوعه وارد میشود. آیا شخصیت آبی عمل او را کشف خواهد کرد؟ آیا او میتواند از مرگ فرار کند؟