خط داستانی
یک مدیر ساخت و ساز جدید به نام زایتسف به یک شهر کوچک میرسد. دو نفر از رفقای سابق او از ارتش سرخ در اینجا کار میکنند: گلینکا، مدیر کارخانه کاغذ و لاتسیس، رئیس عملیات چوببرداری. زایتسف از گسترش سریع کارخانه کاغذ حمایت میکند و خود را در میان گروهی از فرصتطلبان قرار میدهد. با این حال، با وجود دوستی طولانیمدتشان، پس از یک سری افشاگریها، او مجبور به ترک شهر میشود.