خط داستانی
زمانی که جنگ بین دانمارک و آلمان در سال 1848 آغاز میشود، کریستین از نیبودر فقیر به عنوان یک موسیقیدان استخدام میشود. او با شور و افتخار، کپنهاگ را به همراه پدر پیرش و پسرعموهایش اورلا و فرانتس ترک میکند تا از شلسویگ در برابر دشمن آلمانی دفاع کند. یک روز، کریستین وظیفه خطرناک ارسال یک پیام درباره حمله آلمانیها به خط دفاعی نزدیک ایگا را بر عهده میگیرد - سفری پر از موانع و افشاگریهای تلخ.