خط داستانی
روت برای اولین بار به نیویورک میآید، زیاد در اطراف میچرخد و سپس با دو زن که به او میگویند: "محله جالبی است. تو خوش میگذرانید!"، زندگی میکند. جیجی، یک پیشخدمت بدون لباس بالا، داستان گذشتهاش را روایت میکند و سیلویا، یک زن مطلقه، داستان خود را روایت میکند.