خط داستانی
مرسیا دکاندار خیابانی در هت تبه کاران در قسمت فقیرنشین کینگزتون جامایکا است. دختر کوچک او از سوی یک پدر ثروتمند شیرده که از خانواده حمایت میکند تحت فشار است؛ برادر او نیز تهدید به جان است. وقتی مهمان ناپسند خانواده را ترک کند و برادرش در فشار شکست، مرسیا به پایینترین نقطه میرسد. او میخواهد از اینجا فرار کند تا به پناهگاهی برسد که در آن در رویا غوطهور شود؛ مرسیا در لباسهای گناهآلود و فرمی بینظیر به ضربآهنگ رقص در همان سالن دنس خارج از دکان خود پناه میگیرد.