خط داستانی
این فیلم داستان یک جوان به نام میهای براد را دنبال میکند که در یک کارخانه صنعتی کار میکند. او در نقطه عطفی از زندگیاش قرار میگیرد زمانی که رؤسای او درباره پذیرش او در اتحادیه کارگران جوان، یک سازمان کمونیستی، بحث میکنند که میتواند به پیشرفت شغلیاش کمک کند. میهای به یاد روزهای اولیه کارش میافتد بعد از اینکه روستایش را ترک کرد با آرزوی داشتن خانهای برای خود و زندگی شایسته. او ابتدا به عنوان یک کارگر غیرمجاز شروع میکند و هر ماه تمام پولش را پسانداز میکند. سازمان UTM سعی میکند او را متقاعد کند که مهارتهایش را بهبود بخشد و کارگر ماهر شود اما او رد میکند و میگوید که به زودی میخواهد به روستایش برگردد و چوپان باشد.