خط داستانی
همه چیز در دریاچه آرام است تا اینکه تورو پانچو را برای آوردن ناهار میفرستد. پانچو چند تخم تمساح پیدا میکند و فقط یکی را برمیگرداند. انتخاب قهرمانان قورباغههای تیخوانا به مشکل برمیخورد وقتی که یک مادر عصبانی به دنبال تخم میآید. تا آن زمان، جورجی کوچک به دنیا آمده است. جورجی اشتهای زیادی دارد و هر چیزی را که در دید دارد میخورد... بهویژه قورباغهها. مادر جورجی به او در ناهارش کمک میکند.