خط داستانی
دو مرد سختگیر، پل و پریبن، در یک بیمارستان بستری هستند، هر دو به خاطر زخم معده. پل به خاطر خستگی از عمهاش کلارا و مراقبتهای دیوانهوار نامزدش سوزان و پریبن به خاطر برنده شدن در قرعهکشی و گم کردن بلیت. یک صبح، پرستار سرپرست آنها را به شدت بیدار میکند: آنها باید برای معاینه بروند. اما به دلایلی، در راهرو وحشت ایجاد میشود، تخت پل به تخت پریبن برخورد میکند و به پزشک ارشد برخورد میکند و این سفر دیوانهوار ادامه مییابد. البته، این دو نفر با سر و صدا از بیمارستان بیرون انداخته میشوند، اما مشکلات را به راحتی میپذیرند و به جاده باز میروند.