خط داستانی
روز کارگر در آلماتا سال هزار و سیصد و نود و هفت. والرا، کریم و یعقوب تیمی از نوجوانان پرشر و شور هستند که به دنبال ماجرا در تعطیلات بهاری میگردند و وارد بار در پیست یخچال میشوند و گیتار الکتریک میدزدند. وقتی پدر والرا گیتار را پیدا میکند، پسرش را به پلیس میسپارد که او را آزار میدهد و او را در حاشیه شهر به شدت مجروح میکند. کریم و یعقوب پدر والرا را میکشند و دوستشان را پنهان میکنند و سعی میکنند او را زنده نگه دارند.