خط داستانی
گلِس بی کانادا در سال ۱۹۰۱. ویلی ماکلین پسر ده سالهای است که به اسبها عشق دارد و به مدرسه میرود تا روزگار سخت خانوادهاش را بگذراند. پدر سختگیر اما مهربانِ ویلی یک معدنچی زغال است و با برادر بزرگش جان کار میکنند. اما هنگامی که پدر مجروح میشود و جان در حادثهای در معدن کشته میشود، ویلی ناچار میشود با پا در کفش برادرش گام بگذارد و از خواهر بزرگترش نِل و دو خواهر کوچکترش حمایت کند. ویلی خیلی زود کار در معدن را پیدا میکند، در کهنهنشینی معدن غمانگیز به پونی معدن وابسته میشود تا هر روز را تحمل کند.