خط داستانی
در یک مهمانخانه در مرکز شهر، فلورا - دختری تازهکار از کپنهاگ با رویای سوزان: او میخواهد خبرنگار شود. همراه با موسیقی بلند گرامافون، صدای تایپنویس تا دیروقت شب به گوش میرسد. اما فروش داستانها به مطبوعات شلوغ آسان نیست و فلورا تنها یک ایده آخر دارد که میتواند اجاره را تأمین کند: یک مصاحبه با مالک کشتی اولیویاریوس، که یک مجسمه چینی باارزش خریده است. اما هیچچیز طبق انتظار فلورا پیش نمیرود و به زودی او در جستجوی یک داستان سرقت دراماتیک و - نه کمتر - عاشق دزد مظنون میشود!