خط داستانی
ویلیام نوجوانی که روزی چاق و دشوار بود، پس از ده سال به خانه خانواده اش بازمی گردد و خانه و خانواده اش را با گذشته اش تسخیر شده می یابد. او به شهر رفت و مردی چاق و آماده اجتماعی شد، اما در بازدید از خانه، در حین یادآوری دلایل ناخشنودی نوجوانی اش، بی ثبات می شود.