خط داستانی
ممو پسری نه ساله است که با مادر و خواهر کوچکش در ترکیه زندگی میکند در حالی که پدرش در بندر هلند کار میکند. وقتی جنگ در نزدیکی خانهٔ خانواده او به وجود میآید، پدر ممو خانواده را برای پیوستن به خود به هلند میبرد. ممو از ترک روستایش، بهترین دوستش مصطفی و کار پستی اش ناراحت است. پس از سکونت در پنتی همسری پدر، ممو اعتراض خود را با خودداری از سخن گفتن آغاز میکند