خط داستانی
اولاف برامر ثروتمند، مالک واقعی یک شرکت سراسری است که در زمینه کالاهای خانگی فعالیت میکند. اما او هیچ اختیاری ندارد، زیرا مدیر کل مقتدر، شرام، هم کسبوکار و هم اولاف برامر را با دست قوی مدیریت میکند. وضعیت در محل کار، شکست در عشق و یک ماهی طلایی مرده، اولاف برامر را دچار افسردگی میکند و او تصمیم میگیرد از همه چیز دور شود.