خط داستانی
اول اریکسن یک مهندس جوان با ایدههای خوب و شجاعت زیاد است. به همین دلیل است که این موضوع بیشتر ناامیدکننده است که رئیس مستقیم او به نوآوری یا پیشرفت اهمیتی نمیدهد و مدیرعامل بیشتر به زنان علاقهمند است تا به کسبوکار. در نهایت، اول نمیتواند دیگر این وضعیت را تحمل کند و استعفا میدهد، که باعث نگرانی همسر شیرینش میشود. اما اول یک برنامه دارد...