خط داستانی
ما در آتن هستیم، در اوت، زمانی که ساکنان در تعطیلات به سر میبرند. یک معلم موسیقی عجیب و غریب در خیابانهای نیمهخالی شهر پرسه میزند و خیالپردازی میکند. در بادهای پلاکا، او با آنا، دختری عجیب که در خیالهایش گم شده، ملاقات میکند. او همیشه منتظر است تا محبوبش برگردد و او را ببرد، همانطور که یک سال پیش به او وعده داده بود. این دو قهرمان سعی میکنند با گفتگوها و مونولوگهای پیدرپی که به مرزهای غیرعادی نزدیک میشود، به یکدیگر نزدیکتر شوند.