خط داستانی
در پایان جنگ جهانی دوم، فدور از خدمت نظامی مرخص میشود و به خانه برمیگردد، جایی که با یک پسر بیخانمان به نام فدور کوچک آشنا میشود. آنها تصمیم میگیرند با هم زندگی کنند. بزرگتر در صنعت ساختمان کار میکند و پسر به مدرسه میرود و از خانه مراقبت میکند. آنها رابطه خوبی دارند تا اینکه ناتاشا وارد زندگی فدور بزرگ میشود. پس از ازدواج با فدور بزرگ، ناتاشا سعی میکند محبت کودک را جلب کند، اما او همچنان خصمانه باقی میماند.