خط داستانی
جرج و گریسی وارد یک اتاق نشیمن مجلل میشوند و به دنبال چیزی میگردند. معلوم میشود که آنها به دنبال تماشاگران هستند و وقتی جرج دوربین را میبیند، شروع به صحبت میکنند. گریسی میخواهد جرج را قانع کند که او باهوش است، نه گیج - این یک مبارزه دشوار است که او به طور خوشحال از آن بیخبر است. در میانه راه، آنها به آهنگ "آیا به من باور داری؟" میپردازند که شامل کمی رقص نیز میشود در حالی که گفتگو ادامه دارد. آنها با داستانی که گریسی در گوش جرج میگوید، به پایان میرسند.