خط داستانی
در لسبوس، چوپان لاموناس روزی یک نوزاد پسر رها شده را پیدا میکند که از بز شیر میخورد و او را به فرزندی میپذیرد و نامش را دافنیس میگذارد. در همین زمان، چوپان دیگری به نام درایانتا نیز یک نوزاد دختر رها شده پیدا میکند و او را به فرزندی میپذیرد و نامش را کلا میگذارد. دافنیس و کلا با هم بزرگ میشوند و با عبور از آستانه بلوغ، احساسات اولیه عشق را تجربه میکنند. آنها هنوز نمیدانند چه بر سرشان میآید تا اینکه یک زن زیبا که دافنیس را میخواهد، او را با اسرار عشق آشنا میکند. دافنیس نیز کلا را به همین ترتیب آشنا میکند. در این میان، مشخص میشود که دافنیس پسر لرد دیونیسوفانی و کلا دختر یک حاکم جزیره، مگاکلس است.