خط داستانی
این فیلم با تجلی خورشید از خالی بودن فضا آغاز میشود. در اولین بخش از سه بخش، تصاویری از طبیعت در برابر موسیقی دیده میشود: آسمان، درختان، برگها، یک پرنده، آب، شن و یک ساحل. یک پسر بچه در حال قدم زدن در ساحل است و دنیای طبیعی اطرافش را مشاهده میکند. او راه میرود و به زودی به یک خانه میرسد و به داخل آن نگاه میکند. بخش دوم بدون موسیقی است. راوی درباره مجسمهساز الکساندر کلدری و آثارش صحبت میکند، در حالی که ما کلدری را در کارگاهش میبینیم که اشکال غیرمعمولی را برش میزند و خلق میکند و آثار هنری حاصل را مشاهده میکنیم. بخش آخر با موسیقی است و تصاویری از آثار کلدری را مشاهده میکنیم. اما اکنون این تصاویر با تصاویری از طبیعت در هم آمیخته شدهاند تا بفهمیم الهام کلدری از دنیای طبیعی اطرافش است. فیلم با تصویری از خورشید به پایان میرسد که اکنون در آسمان محو میشود.