خط داستانی
کوک رانندهِٔ وانتِ بی علاقه است که بیشتر روز را در رویاهای دربارهٔ زن زیبا با لباس شنا می گذراند. روزی رهبر بزرگ جنایت در کلوپ فاحشگی که مادر او اداره میکند در میمیرد. برای نگه داشتن ماجرا مخفی میکند و پیکر را در صندوقی میگذارد و در پارکینگ کوک مخفی میکند. زمانی که خفه کنندهها مادر را تحت فشار میگذارند، او ادعا میکند جنازه را به بندر انداخته است که به مشکلاتی مضاعف میانجامد