خط داستانی
مارک، یک پسر ۱۵ ساله از یک روستای استان است که وقتی در مدرسه شکست میخورد، به پراگ فرار میکند. او بلافاصله پس از ورود به شهر مورد سرقت قرار میگیرد و توسط هونزا نجات مییابد که وعده کار را به او میدهد. مارک به یک آپارتمان برده میشود، مواد مخدر مصرف میکند و به یک فاحشه مرد تبدیل میشود. او کمی از همکارانش باهوشتر است و با دوستی به نام دیوید همکاری میکند تا به دنبال درآمدهای بزرگتر برود – پول درآوردن و فرار کردن. آنها موفق میشوند مقداری پول جمع کنند، اما وقتی زمان بازگشت به خانه میرسد، مارک جرأتش را از دست میدهد و به زودی دوباره به شهر برمیگردد.