خط داستانی
یک روانشناس پلیسی یک زن جوان را از پریدن به مرگ نجات میدهد و بیگانه ناپایدار را به خانواده خود میبرد. او به زودی نسبت به ازدواج خوشبخت همسر فکریاش حسادت میکند و سعی میکند همسرش را جذاب کند. هنگامی که ناجی آنان را در موقعیتی ظاهراً صریح غافلگیر میکند، او و دوستش خانه را با عجله ترک میکنند. او در تصادفی دچار کمای میشود. زمانی از امید و انتظار برای مرد آغاز میشود.