خط داستانی
رومئو، یک موسیقیدان رومی در دهه ۴۰ زندگیاش که ۲۰ سال از تنها موفقیتش میگذرد، به یک فالگیر مراجعه میکند که پیشبینی میکند او با یک خواننده خارجی به نام یک گل، عشق و ثروت پیدا خواهد کرد. در بروکسل، او با مارگریت، یک خواننده مسنتر که آثار ژاک برل را اجرا میکند و عاشق سگ پر سر و صدایش است، ملاقات میکند.