خط داستانی
در یک مزرعه دوردست، پسران نوجوان در مزارعی گندم کار میکنند تا در مقابل سرپرست حیّاندوست جنسی حساس و کارگران مزرعهاش که تهدید میکنند در صورت نافرمانی آنان را به حیوانی گرسنه بسپارند. لینوس تازهوارد بهطور ناگهانی چشم سرپرست را جذب میکند و به طور رازآلود از سوی دختر مرموزی ملاقاتهای پنهانی دریافت میشود. پسران دیگر افسانه پسری ویژه را میگویند که از مزرعه فرار کرد و فرشتهای باشکوه شد که روزی برای آزاد کردن همه بازخواهد گشت. وقتی لینوس از آن دختر میپرسد آیا او فرشته است، پاسخ او مبهم است. پس از مرگ پسر محبوب سرپرست، لینوس آماده میشود تا قربانی بعدی شود. دوباره دختر ظاهر میشود و قول میدهد به او کمک کند تا فرار کند، اما با امید کیفر آورت میآید.