خط داستانی
در آغاز سال ۱۹۹۱ ارتش یوگوسلاوی استقلال کرواسی را به رسمیت نمیشناسد و هنوز در کرواسی چند پادگان نظامی در اختیار دارد. گایسکی برای بیرون آوردن پسرش از ارتش به جزیره میرود. ساکنان پادگان را محاصره کردهاند و جشنی به راه انداختهاند تا سِربازان آکسا را تسلیم کنند اما آلیکسا با مواد منفجره از پادگانها عبور کرده و میخواهد جزیره را منفجر کند