خط داستانی
کریستوف، پلیس و مردی با اعتماد به نفس، با نامزدش مشکل دارد. پس از یک شب طولانی، در آغوش ادگار، یک مکانیک خودرو جذاب و همجنسگرا بیدار میشود. زندگیاش هر روز دشوارتر میشود بعد از اینکه دخترش او را از آپارتمانشان بیرون میکند و به عنوان آخرین چاره به خانه ادگار نقل مکان میکند. همکاری با یک همکار جدید، زیبا و بسیار با اعتماد به نفس، اما زندگی با یک مرد همجنسگرا او را نسبت به گرایش جنسی و نقش خود به عنوان پلیس بسیار ناامید میکند. نوشته کنستانتین آرتیکوس.