خط داستانی
مرد سفیدپوستی در ساختمانی متروک در هارلم با بیپول، بیمدرک و بدون حافظه از چگونگی رسیدن به آنجا بیدار میشود. او همچنین کتک خورده است و مردی سیاهپوست او را پیدا میکند و میگوید زندگی در خیابان امن نیست. کمک به مرد برای بازگشت به خانه، مرد سیاهپوست تصمیم میگیرد از آپارتمان، اموال، رئیس و دوست دختر مرد استفاده کند تا زندگیاش را برای همیشه تغییر دهد.