خط داستانی
پائولا دقیقاً میداند چه میخواهد بعد از تحصیل. او میخواهد با دوستپسر دیرینهاش مایکل ازدواج کند، خانوادهای تشکیل دهد و پول درآورد. مشکل او تنها کلاهبرداری با خودکار است. او بهطور وسواسی ابزار نوشتن خود را هر جا میبرد و در مزایده، خودکاری را از میهمان مزایده میدزدد. مدتی بعد این مرد، فا بیان، به شام دعوت میشود: دوست مایکل است. پائولا عمیقاً عاشق فا بیان میشود و طرحهای آیندهاش به هم میریزد. در نهایت تصمیم میگیرد به امنیت پشت نکند و با فا بیان به سوی بیثباتی فرار کند.