خط داستانی
داستان حول گروه اپرای چادرنشین است که در سفرهای ملی خود به شهرهای مختلف میروند و مردم محلی را با مهارتهایشان شگفتزده میکنند. در بازدید از شهری ساحلی یکی از اجراگران جوان در گِردهمایی بازار درگیر میشود وقتی دو زورگوی محلی زورآزمایی میکنند. جوان شایسته توسط یک مبارز اسرارآمیز که از تواناییهای والای خود برای نجات روز استفاده میکند از ضرب و جرح رها میشود. او به تدریج به دوستان جدید خود نشان میدهد که شاولاِن سابق و وطنپرست است - مخالفان حاکمان منچو. در پایانی با نبردهای شگفتانگیز، زمان انتقام فرا میرسد و مبارزهٔ خوب و بد دوباره آغاز میشود.