خط داستانی
یک راست گرای رادیکال که کاملاً از اینکه چنین است آگاه نیست، با دوستانش به کتک زدن مردم و شرکت در رویدادهای صحنه ای می پردازد. اوضاع در خانه خوب نیست. مادرش در بیمارستان است چون شوهرش به او ضربه زده است. پدر مست مدت هاست که جانشین جدایش را با خودش به خانه آورده، یک زن بی خانمان. نوجوان با استرس ابدی از دست دادن الکل زندگی می کند اما با دوستی های راست گرایانه پدرش احترام پیدا می کند. از این پس خانه او مرکز اصلی دیدارهای دسته می شود. وقتی یکی از تفریحات ضد اجتماع دسته برای یکی از قربانیان به طور مرگبار به پایان می رسد، پدر به پسرش و دوستانش ابتدا برای ارائه عذرخواهی، سپس برای پنهان کردن جرم پناه می دهد.