خط داستانی
اما در اواسط بیست سالگی، اما بینظیر است چشمانش را از دست داده است. یک نوع جدید جراحی چشم تاحدی دید او را بازمیگرداند اما مشکلاتی دارد: گاهی نمیتواند آنچه دیده را به خاطر بیاورد. شبی از پلهها صدای بلندی شنیده از اتاق بالا میآید. با نگاه به بیرون متوجه میشود که همسایه اش کشته شده است اما نمیداند آیا این چشمهای جدیدش بازیگوشی میکند یا واقعاً اتفاق افتاده است