خط داستانی
دامینیک از کودکی از دندانپزشکان هراس دارد. بنابراین هلگا، نامزدش، آپارتمانی اجاره میکند که پیشتر مطب دندان بوده است. صاحبخانه جدید او، باربارا، دندانپزشک است و مطبش را در همسایه اجرا میکند. هلگا دامینیک را راضی میکند تا به این آپارتمان نقل مکان کند. برای او رویا محقق میشود اما برای دامینیک کابوسی آغاز میشود.