خط داستانی
در آزمایشگاه مخفی اش در عمق روسیه، دکتر کارل زیمر مندریاندو را ساخته است؛ رباتی انسان نما که حرکات انسانی را در یک لباس کنترل ویژه دنبال می کند. او این اختراع را به ایالات متحده پیشنهاد داده و سِمت اسمایت و وئیت از CIA برای بررسی فرستاده می شوند. اما شریک زیمر، دراگو، نقشه های متفاوتی دارد، می خواهد مندریاندو را به ارتش بفروشد. شبی که سعی می کند مندریاندو را به سرقت ببرد، به شدت در معرض توکسین سپرکان قرار می گیرد. اما می تواند فرار کند و از مندریاندو دست نکشد، هرچند که به شدت دچار نقص جسمانی می شود.