خط داستانی
در سال ۱۹۷۵، تونی آندراتی جوانی بیهدف از انتاریو است که از Pittsburgh به سوی مرز کانادا با قاچاق مواد مخدر درآمدزایی میکند. روزا آندراتی مادربزرگ قوی و مصمم او از اعتماد به پسرش دلنگران است و زیاد دوست ندارد او را. این دو به طور نامحتمل با هم سفر میکنند. تونی در تعقیب یک محموله مواد مخدر اشتباه گیر کرده و روزا برای گرفتن پول غرامت از بیماری ریهٔ سیاه پدرش تلاش میکند. راه آنان از سختی و ناامیدی عبور میکند و در نهایت به درک میرسد...