خط داستانی
در سال هزار و سیصد و سی، سربازی جوان از ارتش فرار می کند و در مزرعه ای روستایی پناه می یابد که به دلیل ایده های سیاسی اش از سوی صاحب خانه پذیرفته می شود. منولو چهار دختر دارد، فرناندو به همه آن ها علاقه دارد و آنان نیز او را دوست می دارند، بنابراین تصمیم گیری درباره عشق به یکی از آن ها بر عهده اوست.