خط داستانی
دو نفر وقتی می دانند نباید عاشق هم باشند. التماس ها و دوستان، پیشینه اجتماعی و شهرتشان، حرفه هایشان؛ همه برای وادار کردنشان به تسلیم استفاده میشود. چاپلوسی، دروغ ها و تهدیدها در نهایت فرانک را به ناامیدی و کارین را به خیانت میکشاند. اما این از نفرت والدین نیست، و نه از طمع ثروت به ارث رسیده. صرفاً همان گمانهزنی محض مقامات کافی است تا سازوکاری بیرحم را به کار اندازد