خط داستانی
بر پایه رمانی با عنوان «نغله دریا زن بد» (رائول گِرا گاریدو، ۱۹۸۷)، «نیوفوندلند» نشاندهنده نبرد مردی در برابر سرنوشت خود است. آنتشون الیژالدی، ناخدای با تجربه یک کشتی صیادی، با ناخدای جوانی به نام خوزه آنتونیو اراندونیا clash دارد که او نیز برای عشق شریکش در خشکی، ایناناارا، رقابت میکند. دریا و زنان به نظر میرسد همانند یکدیگر باشند. آنتشون باید سخت کار کند تا شغلش، عشقش و جایگاهش را برای دیگران و برای خودش باز پس گیرد. تکههای یخ در حال حرکت، یخ و امواج عظیم دریا چشمانداز این داستان پر از حماس و افسانه را میسازند. نیوفاندلند به معنای مبارزه با دریا و عناصر، در برابر سوانحات روی عرشه و در برابر عشق و مرگ است.