خط داستانی
برای ادامه سرکوب کارگران شرکتش؛ میلیاردر دین دیال رهبر اتحادیه و همسرش را می کشد. وقتی بازرس اندراجیت سعی در دستگیری دیال دارد دخترش شنتی دخالت می کند. این امر اندراجیت را عصبانی می کند که محبوبش نیز شنتی است و تصمیم می گیرد ارتباطات با او را قطع کند. اندراجیت دختر را به نوئلو، دختر رهبر متوفی اتحادیه، می پذیرد و سال ها بعد از بازنشستگی از خدمت پولیس سعی می کند او را تربیت کند. اندراجیت نوئلو را با ویجی نامزد می کند اما فجایع سبب کشته شدن هر دو می شود. اندراجیت به پلیس شکایتی می کند اما به جای بازداشت ضاربان، فرماندار پلیس پرونده را می بندد و او را وادار می کند تا عدالت را در دست بگیرد.