خاکستر
Chatarra
زابی رقاصی در کاباره کوچک بیلبائو بود. دوازده سال بعد با دخترش لولا و پسر کوچکی به نام لینو در حومه ای زشت از شهری صنعتی زندگی میکند. رویا دارد که برای استرالیا برود.