خط داستانی
یک پسر جوان سعی می کند با زندگی روستایی قرن بیست و پنجم کنار بیاید و تخیل هایش به روشی برای تفسیر رویدادها تبدیل می شود پس از اینکه پدرش برای او داستان هایی از خون آشامان می گوید او معتقد می شود ارملز در کوچه کنارشان به خون آشام تبدیل شده است و سعی می کند برادر خود را از دیدن او منصرف کند