خط داستانی
اجا مهرا به بمبئی میرود تا برای تبدیل شدن به یک بوکسور بینالمللی آموزش ببیند. هنگامی که به دهلی نو بازمیگردد، متوجه میشود برادرش اشوک مِهرا مفقود شده است و او برای شکایت به ایستگاه پلیس میرود، اما این فقط منجر به ناامیدی میشود. او تصمیم میگیرد خودش به دنبال برادرش برود و در نهایت برادرش پیدا میشود. جسد اشوک پیدا میشود و اجای برای قتل او و رابطهٔ نامشروع با همسر خواهرش اندو مِهرا متهم میشود. در زندان با برخی از محکومان سختجان دوست میشود که با قلبی مهرباناند. روزی از زندان فرار میکنند و اجای به همراهی با وارشا، روزنامهنگاری که در نشان دادن راه به عدالت به قتل شرور اصلی بالوانت را کمک کرد، عاشق میشود.